احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 43

كنوز الحكمة ( فارسى )

ما همه فضايل‌جويان فريضه ناسانيم ، تا از مقصود بازمانده‌ايم ! » ( ص 132 ) نكته‌اى ديگر كه درباره‌ى ساختار تبويبى اين كتاب قابل توجه است ، سبك ختم و پايان بابهاست . بعضى از باب‌ها با دعا و يا تضرع پايانى ختم مىشود و اين شيوه را مىتوان از رسوم تبويبى شيخ دانست و در ديگر آثار شيخ نيز اين شيوه ديده مىشود . مجموعه‌ى اين دعاهاى پايانى ابواب ما را به اين نكته رهنمون مىسازد كه آثار شيخ عموما بر مبناى سنّت مجلس‌گويى و متأثر از نثر و اسلوب واعظانه تأليف يافته و چه‌بسا بعدا - و بعضا - به وسيله‌ى كاتبان و ارادتمندان شيخ گسترش يافته و يا مورد دخل و تصرف - بنا به مقتضيات زمان - قرار گرفته است . اگرچه اكثر باب‌ها با عبارت « و باللّه التوفيق » ختم مىشود ولى از جمله نمونه‌هاى گسترده‌ى دعا و تضرع پايانى مىتوان به انتهاى باب دهم اشاره نمود : « - الهى تو ما را از نافرمانى نگاه‌دار و در توفيق بر ما گشاده‌دار و در خذلان بر ما بسته دار و ما را از عذاب و خشم خويش رسته دار و از شر فتنه‌ى آخر الزمان نگاه دار . به حق محمد و آله اجمعين و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله الطاهرين . » ( ص 69 ) هرچند موضوعات اين كتاب متنوع است ولى نثر و اسلوب نگارشى شيخ در سراسر كتاب عموما يكسان و هموار است و قواعد نثر منبرى و واعظانه بر تمامى ابواب سايه‌افكن است . اما گاه - بنا به موضوع لطيف - نثر شيخ شور و حالى ديگر مىيابد و با موضوع پرشور هم‌عنان مىگردد ؛ مانند باب سيزدهم كه گران‌بارترين مفاهيم عرفانى و تفكر دينى شيخ جام را در بر دارد و تكيه و شالوده‌ى اصلى بيان شيخ بر تبيين موضوع لطيف - ولى غامض - نور محمدى است . همچنين از ديگر جلوه‌هاى اين نثر پرشكوه مىتوان به داستان آفرينش و نيز هم رضاعى بودن مخلوقات اشاره كرد كه به نظر مىرسد اوج و شكوه نثر زيباى شيخ در اين كتاب - و بلكه در ديگر آثار شيخ - در اين بخش‌ها ديده مىشود . كافى است جلوه و جلاى اين مباحث را با كوتاه‌ترين باب‌هاى اى كتاب ( به ترتيب : باب‌هاى پانزدهم و چهاردهم ) مقايسه كنيم . خواهيم ديد كه نثر شيخ هميشه با تنوع مضامين هم‌عنان است و آنجا كه دامنه‌ى سخن فراخ است ، سخنورى زاهد و واعظ همچون شيخ جام نيز به حدود زيبايىهاى ادبى نزديك مىشود و دل مىبازد .